مسلمان بيگانه از مسجد
شخصى در ظاهر مسلمان بود، ولى به اصطلاح ، مسلمان شناسنامه
اى ، او در امور و احكام اسلام كاملا بى تفاوت بود، مثلا اصلا با مسجد
ميانه نداشت ، مسجد رفتن براى او بسيار سخت بود و اگر احيانا از كنار آن
رد مى شد، با كمال بى اعتنايى عبور كرد.روزى با يكى از پسرانش كه كودك
بود، بر سر موضوعى نزاع كرد و بلند شد تا پسرش را كتك بزند، پسر از دست او
فرار كرد، و او پسرش را دنبال نمود، تا اينكه پسر به طرف مسجد آمد و مى
دانست پدرش با مسجد ميانه ندارد، رفت داخل مسجد، آن پدر تا نزديك در مسجد
آن آمد، ولى داخل نشد و در همان جا فرياد زد بيا بيرون ، بيا بيرون ، من در تمام عمر به مسجد نيامده ام ، نگذار اكنون وارد مسجد شوم بيا بيرون !
آرى افرادى هستند كه رابطه آنها با مسجد اين گونه است ، و بعضى تنها هنگام مجلس ترحيم بستگانشان به مسجد مى روند. گوئى مسجد را براى مردگان ساخته اند.
آرى افرادى هستند كه رابطه آنها با مسجد اين گونه است ، و بعضى تنها هنگام مجلس ترحيم بستگانشان به مسجد مى روند. گوئى مسجد را براى مردگان ساخته اند.
+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 17:49 توسط منصوره سادات حسینی طباطبایی
|
اینجا حریم بهاری حضورآسمان است