حواس جمعی در نماز
غرق حضور بود و شیفته وصال دوست.
هیچ چیز برایش عزیزتر و گرامی تر از لحظه دیدار نبود.
از این رو برای آن، لحظه شماری می کرد و چون وقت دیدار نزدیک می شد سراپا گوش می شد، قلبش می تپید، رنگ از رخسارش می پرید و سر از پا نمی شناخت که دوست مرا به حضور میطلبد و من کجا!او کجا؛ من هیچ هیچ و او بی کران، من کوچک و بی مقدار و او بزرگ و بلند مرتبه، من سرتاپا فقر و نیاز و او سراسر غنا و بی نیازی، من...
همسرش می گویدکچه بسیار که با ما گرم گفت و گو بود ولی چون وعده وصال با معشوق بی مثال فرا میرسید، نه ما می شناخت و نه دیگر ما اورا میشناختیم.
نماز را معراج مومن میدانست و دوست داشت مومنان نیز به سوی خدا عروج کنند. میفرمود:«زمانی که نمازگزار رکوع و سجود و قسمت های دیگر نمازش را کامل به جا می آورد، این نماز درحالی که نور از آن تلالو میکند به آسمان صعود می کندو درهای آسمان برای او گشوده میشود و در این هنگام از طرف نماز خطاب می رسد: مرا محافظت کردی خدایت تورا محافظت کند و فرشتگان می گویند: درود بر صاحب این نماز»
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
اینجا حریم بهاری حضورآسمان است