1) وقتی فردى براى برگزارى نماز جماعت به مسجد می‌آید، همین امر یعنى آمدن او به مسجد سبب می‌شود که بسیارى از صفاتى که یک فرد در نتیجه خودبینى دارد تبدیل به جمع‌گرایی شود. و پدیدار شدن این صفات نیکو خود عاملى است که انسان در رحمت خدا را به روی خود باز ببیند و با آمدن به مسجد و برپایى نماز جماعت به تدریج همه صفات او مظهری از زیبایى خدا شوند و دیگر هیچ صفت نکوهیده را در خود نبیند.

2) تجربه نشان داده که اکثر کسانى که در زندگى اجتماعى خود موفق هستند، اهل مسجد و نماز جماعت‌اند. چون وقتى که یک فردى اهل مسجد باشد، هیچ گاه از نارسایی‌هاى مادی مأیوس نمی‌شود و دست خدا را لابه‌لاى همه امور می‌بیند. پس با بینش و دید گسترده‌تری در جامعه و کارهاى اجتماعى خود حاضر می‌شود و روح کسالت از وى گرفته می‌شود. در نتیجه فرد در زندگى اجتماعى خود موفق‌تر می‌شود.

3) وقتى انسان به مسجد می‌رود و نماز جماعت می‌گذارد، همین نماز جماعت منشأ بسیارى از برکات و پاداش براى او می‌شود.